محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
252
اكسير اعظم ( فارسى )
را تب حاد باشد و آن را غضى به همرسد پس طبيب را امر او مضطر به دادن شراب به مريض براى اغتذا و استعمال اشياى مسخنه از خوف انحلال قوت حيوانى گرداند و اگرچه شراب در تب افزايد ليكن غشى از روى خوف اعظم است پس بر اين قياس معالجهء حميات و اعراض تابعهء آنها و سائر امراض كه با وى اعراض رديه باشد بايد كرد چنانچه در اوجاع قولنج هنگام اشتداد صاحب او را اشياى مخدرهء مسكنهء اوجاع دهند و اگرچه در سبب مرض افزايد و از اعراض تابع حميات قبض شكم و غشى و غير آن است كه در قول شيخ مذكور شد . سعيد گويد كه حدوث تپى كه تابع او اعراض غريبه باشد از استفرار اعضاى رئيسه بمشاركت بود استدلال بر آن بغشى عظيم يا قى متواتر يا سعال مقلق يا عرق مفرط يا سهر موذى است . بعضى متأخرين مىنويسند چند اعراضى كه در حميات حار پديد آيند اگرچه مهلكاند ليكن بايد كه بىتدبير هم نگذارند و آن تشنج يابس و قى الدم و نفث الدم و درد شكم و درد سر كه بعد از تنقيه افتد و ضيق النفس و كرب و عسر البلع و احتلام و غير آن است كه در قول شيخ گذشت و از ابتدا هم مهلكاند و خصوصاً كه بعد از تنقيه افتد تدبير نافض و قشعريره و برد يعنى لرزه و فراشا و سردى قى كردن به آب گرم و سكنجبين مجرب است و بعض ادويهء مانع لرزه در انواع حميات خلطيه مسور شده و به قول شيخ آنچه از تپها تابع او عرق بود آن به سرعت صلاح يابد و محتاج به تدبير نباشد و بحرانى را واجب است كه معارضه ننمايند بدفع از ادويهء رادعه و حابسه و نه بدان چه ضعيف كند و غير بحرانى را گاهى بستن دست و پا و مالش و نرم و گرم كردن پوشش و ماليدن روغن شبت و بابونه اگر احتياج افتد ساكن نمايد و اما قوى از اعراض مذكوره چون دوام كند در حميات باشد يا در غير آن لازم است كه دست و پا را در مواضع كثير بربندند و به روغن بابونه و اصل السوس بمالند و بعضى تقويت اين روغن به مثل قاقله و جندبيدستر و سداب و شيح و پودينه و به ورق و فلفل و عاقرقرحا مىنمايند و گاهى از اين تجاوز مىكنند به استعمال لطوخات خردل و حلتيت و گاهى اين ادويه را يعنى از قاقله تا آخر در آب مىپزند بعده در آن روغن را جوش مىكنند و آب جرجير در اين باب تنها قويست اگر بر بدن بمالند و يا در روغن بپزند و همچنين پودينه دشتى و آب او است . صفت روغن جيد براى اين عوارض بگيرند شبت خشك و مر و پودينه و سداب و فلفل و عاقرقرحا و در شراب نيك بجوشانند پس صاف كرده نصف او روغن كنجد داخل كرده بپزند تا آب فانى شود و روغن بماند و بمالش استعمال نمايند و از روغنهاى قوى در مثل لرزه تب ربع روغن قسط و روغن قيصوم و روغن سوسن و روغن بادام تلخ است و در يك اوقيه روغن به قدر سه درم فلفل و يك دانگ عاقرقرحا سوده آميزند و افسنتين در روغن كنجد جوشانيده با زيت كه در آن كرفس پخته باشند استعمال نمايند و دخول در زيت گرم بسيار نافع است و گاهى احتياج به مشروبات افتد و اكثر آن است كه شرب آب بسيار گرم و انكباب بر بخار آن تسكين او نمايد . و اگر از اين ساكن نشود ماده غليظتر باشد در آب انيسون و پودينه و تخم كرفس و مصطكى و جرجير و شبت و مانند آن بجوشانند و تبخير به آبى كه در آن مثل شيح و قيصوم و پودينه و شبت و اذخر و سداب و مرزنجوش و قسط جوشانيده باشند بايد كرد و به زور حار و جميع ادويهء قوى الادرار تسكين لرزه نمايد و از ادويهء مسكن لرزهء عظيم در تب ربع و مانند آن كه از اخلاط غليظ حادث شود اين است كه قسط يك مثقال به آب گرم بخورند يا غاريقون مثل او در آب گرم و غاريقون را منافع عظيم است و گاهى با آن اندك افيون مىآميزند و خواب و عرق مىآرد و شدت لرزه و غيره را دفع مىكند . و ايضاً ايرسا مقدار مثقالى به آب گرم بخورند . و ايضاً ابهل وزن مثقال به آب گرم . و ايضاً فطراساليون مثقال به آب گرم و از مركبات ترياق فاروق و ترياق حكيم غرزه و كمونى و فوتنجى و فلافلى است و شربت عسل كه در آن مثل سداب و حلتيت و عاقرقرحا و فلفل جوشانيده باشند . حب مجرب كه مريض يك ساعت قبل از لرزه بخورد و بر بستر دراز شود و هواى او به آتش و پوشش گرم بود پس تعديل يا منع او نمايد بگيرند ميعه و مر و افيون و جاوشير و فلفل هر واحد يك جزو و به روغن گاو سرشته به قدر باقلا بخورند . ايضاً بگيرند جاوشير و جندبيدستر و دوقو و حلتيت و عاقرقرحا و افيون اجزا مساوى و مثل او ساخته استعمال نمايند . نسخه ديگر جيد بگيرند جاوشير و سكبينج و انجدان و زيره سياه و تخم كرفس و فلفل هر واحد يك نيم مثقال بزر البنج و زعفران و زراوند و جندبيدستر و فرفيون و مر و نانخواه و زنجبيل هر واحد دو دانگ تخمر حرمل و عاقرقرحا هر واحد يك مثقال به عسل معجون سازند شربتى يك بندقه به آب بسيار گرم و گاهى در آن بنوشيدن شراب گرم كرده و ادويه و اغذيهء گرم و اسهال به مثل ايارج و سفرجلى و تمرى حاجت افتد بلكه اگر لرزهء متعب و خصوصاً بدون تب باشد حب منتن بخورانند كه اين شفاى او است . صاحب كامل گويد كه علاج لرزه و قشعريره اين است كه مريض آب گرم جرعه جرعه بسيار دفع بنوشد و عضلات ساقين او را بعصابهاى عريض بربندند و اسفل قدم و كف او بمالند و دست و پاى او در آب گرم گذارند و لزوم پوشش جامهها نمايند پس اگر لرزه و قشعريره مدام بسيار پيدا شود بايد كه مالش بدن به دستهاى بسيار به اعتدال نمايند تا آنكه مالش سائر بدن را عام گردد در زمانهء اعراض رو و دست را به روغنى كه در آن حاشا و پودينهء كوهى و بابونه و مانند آن پخته باشند